فصل هيجدهم‌


عصر ديوفانتوس‌
(نيمهٴ دوم سدهٴ سوم‌)

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ سوم‌. ب‌. زمينهٴ ديني‌. ج‌. فلسفهٴ هلنيستي‌، و چيني‌. د. رياضيات هلنيستي و چيني‌. ه . شيمي و فيزيك هلنيستي و چيني‌. و. تاريخ طبيعي رومي‌، هلنيستي‌، و چيني‌. ز. جغرافياي رومي‌، هلنيستي و چيني‌. ح‌. طب چيني‌. ط. تاريخ‌نويسي چيني‌. ي‌. قانون رومي‌. يا. زبان‌شناسي چيني و يوناني‌.

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ سوم‌

1. اگر ديوفانتوس در نيمهٴ دوم سدهٴ سوم برآمده باشد، بي‌شك او بزرگ‌ترين دانشمند آن عصر است‌؛ و مسلماً يكي از بزرگ‌ترين دانشمندان همهٴ اعصار به شمار مي‌رود. اين تاريخ‌گذاري‌ موجه است‌، ولي براي اثبات آن تنها يك دليل وجود دارد كه آن هم از عهدي متأخر است‌، يعني‌ از پسلوس محقق بيزانسي‌. وقتي‌، از عصر ديوفانتوس صحبت مي‌كنيم‌، بهتر است اين مطلب را به ياد داشته باشيم‌.

2. زمينهٴ ديني‌. برجسته‌ترين موضوع ديني آن عصر ظهور مانويت است‌. ماني دعوت خود را در 242 آغاز كرد و تا به هنگام اعدامش در 276 بدان ادامه داد. علاقهٴ ما به مانويت‌، ولو به‌طور غيرمستقيم بسيار زياد است‌. در طول هزار سال مانويان بلاكشيده از جايي به جايي هجرت‌ كرده‌اند و در جايي آرامش نيافته‌اند، مگر در آسياي مركزي‌. بدين سان‌، دين آنان ناقل مهمي بود، يعني رابطه‌اي زنده و فعال ميان شرق و غرب‌. اهميت نسبي آن محتملاً با كشف تدريجي اسناد در بيابان‌هاي آسياي مركزي افزايش خواهد يافت‌. مورخي كه عهده‌دار توصيف تداوم پيش‌رفت‌ انسان است‌، بايد براي تعيين همهٴ روابط فرهنگي ميان شرق و غرب كوشش كند، و از اين لحاظ تاريخ مانويت سرشار از اهميت است‌.

3. فلسفهٴ هلنيستي و چيني‌. سرانجام نوافلاطونيگري به وسيلهٴ فلوطين‌، فيلسوف بزرگ‌، به‌